تبليغاتX
جشن شعر بلاگفا

jashneshereblogfa

شعر بلاگفا

jashneshereblogfa

http://jashneshereblogfa.blogfa.com

جشن شعر بلاگفا

جشن شعر بلاگفا

جشن شعر بلاگفا

شعر یعنی عشق. یعنی سکوت. یعنی آرامش...
شعر یعنی یک سبد محبت ناب. شعر یعنی روزی که من و شما محبت را به هم می بخشیم...
این وبلاگ به همت گروهی جوان از ادب دوستان برقرار می شود.
دست یاریتان را می طلبیم
با نظرخواهی نیکتان ما را همراهی فرمایید...
شعر

جشن شعر بلاگفا

 

شعرهای برگزیدۀ جشن شعر بلاگفا (۴)

 

سرکار خانم صدیقه حسینی، در بخش غزل جشن شعر بلاگفا برگزیده شدند. شعرهای ایشان از نظرتان می­گذرد:

 

 

*

رفتنت را عجیب مجبورند جاده هایی که جا به جا شده اند

باز دنبال تو می آیم با کفش هایی که تا به تا شده اند

از عبورت دوباره جا ماندم ، مثل یک ساک دستی کوچک

زیپ های خراب ذهنم تا...تا ته از اضطراب وا شده اند *

یک نفر رخت های چرکش را در دلم /با گناه می شورد

توبه هایم چروک و تبدارند ،گریه هایم چه بی صدا شده اند

توی ته مانده های «باران» باز نفسم داشت «بند می آمد»

مثل کپسول های اکسیژن،ریه هایم پر از هوا شده اند

به خودت شوک بده مرا امشب باید از زندگی ت بر گردم

من که رگ های خونی ام از تو از تمام تنم جدا شده اند

 

 

**

 

 

منتظر مانده ام تو را این جا: ته یک ایستگاه خواب آلود

خمیازه می کشم

در حافظه ی تحلیل رفته ات

در چشم هایی که چشم از چشیدنت بر نداشت

من به تمام اتوبوس هایی که می آیند مشکوکم

روی بلیط های باطله اسم کوچکت را با حروف بزرگ می نویسم:

من !به تمام اتوبوس هایی که می آیند مشکوکم

به تمام شنبه ها

که آمدنت را کش می آیند

و مثل یک آدامس جویده شده

به صندلی خالی ات می چسبم

خستگی ام را...

 

 

**

 

 

مثل عبور از وسط لنزهای سبز

با گریه های دودی ِ یک عینک جدید

رنگی تر از تجسم یک خواب خنده دار

که مثل یک پرنده ی وحشی به تو پرید


تا قصه ای جدید بسازد برای من

از شاهزاده ای که نیامد بدون اسب

از شاهزاده ای که....

_ ادامه نده!بخواب!

محکم تر از همیشه عزیزم به من بچسب

چسبیده ام هنوز به دستان کوچکم

باید خودم دوباره خودم را بغل کنم

ته مانده های زندگی جدولی م را

با چشم های بسته تر از / باز حل کنم


یک مشت چیز بی همه چیز قشنگ را

در این خطوط گیج عمودی ...از این ستون

خانه به خانه می برمت هی عقب عقب

به سالهای بچگی ام هی کشون کشون


توی حیاط _ خلوتی از چیزهای خوب

پشت درخت های خسیسی که کاشتم

بکّن مرا میان همین چاله چاله ها

من که به جز گناه ، گناهی نداشتم

من که به جز گناه..._چرا بس نمی کنی؟

دیگر چقدر بشنوم از هیچ و پوچ ها

دیگر چقدر بشنوم از گریه های تو

از این که گِل گرفته کسی زندگیم را

این را بفهم! رفته ام از دست های تو

باید خودم دوباره خودم را ...چه مسخره!

زل می زنم به این همه عابر به این که من

جا مانده ام هنوز ببین پشت پنجره.......

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 17:44 توسط شعر بلاگفا |
 

شعرهای برگزیدۀ جشن شعر بلاگفا (۳)

 

شعرهای سرکار خانم آرزو غفوری که در بخش شعر سپید جشن شعر برگزیده شدند، از نظرتان می گذرد. ایشان از هموطنان ما و ساکن آلمان هستند:

 

فاصله...

 

 صف می کشی!

بر دستانم

می شمارمت!

یک، دو، سه...

چقدر...

فاصله ها وحشی اند!

ما...

جعبه های چوبی

بسته ایم  به دلخوشی.

 تو بیداری!

چروک می خوری در شب

من با زنبیل تو، قدم می زنم.

نه دور، نه نزدیک!

پاره پاره! می نشینی

گاز می زنی نازک، سیبی!

و راه میکشی...

 باریک بر زبانم!

 مشت مشت!

گودال اشتهایم پر می شود

تا لحظه های بیرونی

که آلوچه ها می رقصند!

تو  رده پاهایت را، می شوئی !

پهن می کنی مرا!

نه ...

بر طناب زندگی

میان واژگان بی پروا.

چکه چکه!

می ریزم

نه در مسیر آب!

بر سوراخ چترت!

با طراوت!

جیغی میکشم!

تا لباست را بگیرم!

چه شیرین، چه ترش!

مزه مزه!

خیابان ها می خوردند

یواش یواش!

پیاده روها ئی

که ما بر خود کشیده ایم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 **

 

 

 زابرا                              

 

باران...

مشق هایم!

زیر میز، خیس شد!

فنجان لب خورده چای

تا بنا گوش

ریخت پای بخاری.

باز...

قلقلک قلیان

آواز سرخوش سماور!

در تیر رَسِ تیر چراغ های مضطرب!

می چلاندن، خیسی از کت هایشان

زیر لحاف شب.

رهگذر، با کفش هائی کتانی

چلپ چلپ!

خمیازه می برد

پای تختی که می خوابید.

آن ور تر...

مورچگان، پاه برهنه می دویدند

سرما، نخورند!

سحر زابرا...

تا صبح!

رخت بندازد بر طنابی

که سیب دارد

بوی گلابی می دهد!

اشتها...

سر صبحانه، برسد!

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 20:36 توسط شعر بلاگفا |
 

شعرهای برگزیدۀ جشن شعر بلاگفا (۲)

 

آقای امیر رضا رسولی جامع، یکی از برندگان در بخش شعر سپید جشن شعر هستند. شعرهای ایشان از نظرتان می گذرد:

 

صبح

  

تو ميدوي ؛

صبح ميدود ؛

آنچنان كه

             بوي نان وهمناك .

                                     در تقاطع

                                                شلوغ زندگي !

**

خنده

 

 خنده هایم را

 زیر دندان له میکنم،

                             تا چشمانم

                                             خجالت نکشند!

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 18:43 توسط شعر بلاگفا |
اشعار برگزیدگان جشن شعر بلاگفا(1)

 

 

شعرهای برگزیدۀ جشن شعر بلاگفا (1)

 

بنا به درخواست های مکرر دوستان و علاقه مندان «جشن شعر بلاگفا» از این پس، شعرهای برگزیده در مرحله نهایی این جشن، در چند پست وبلاگ درج خواهد شد.

اولین شعرها، از آن سرکار خانم عارفه دهقانی است که در بخش رباعی برگزیده شده اند:

 

پا از دل خود درازتر كردم ، نه؟

با شعر ترم خون به جگر كردم نه؟

دست دل من نیست كه عاشق نشود

تو سنگدلی ... باز خطر كردم نه؟

**

خوش بود دلم به روز دیدار ای ماه

شایستۀ تو نبودم انگار ای ماه

در جمع ستاره ها غریبم امشب

رفتم به زمین ... خدانگهدار ای ماه

**

در باغ دلم گلی شقایق نشده

پر خار و خس است ... صاف و صادق نشده

ای عشق بیا و بیشتر شرح بده

دوزاری دل كج است عاشق نشده

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 8:33 توسط شعر بلاگفا |
خبر مهم
 

سلام دوستان نازنین

به زودی موجی از خبرهای بسیار بسیار مسرت بخش از جشن شعر در راه است...

با ما همراه باشید...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:50 توسط شعر بلاگفا |
اعلام برندگان نهایی جشن شعر بلاگفا

 

اسامی برندگان نهایی جشن شعر بلاگفا اعلام شد

 

با پایان داوری جشن شعر بلاگفا، اسامی برندگان نهایی این برنامه اعلام شد.

این برندگان، در سه قالب غزل، رباعی و سپید معرفی شده­اند.

غزل: صدیقه حسینی

رباعی: عارفه دهقانی

سپید: آرزو غفوری، امیر رضا رسولی، فروغ داوودی

با توجه به این كه بیشترین آثار رسیده به دبیرخانه جشن، در شكل سپید سروده شده بودند، در این قالب، سه شعر، و در سایر قالب­ها یك شعر برگزیده شد.

با تبریك به این عزیزان، به اطلاع همۀ علاقه­مندان پیگیر این برنامه می­رساند، در اطلاعیه بعدی، ادامۀ برنامۀ جشن به استحضار خواهد رسید.                           

                                                                           با احترام

                                                                        مصطفی پورنجاتی

                                                                     دبیر جشن شعر بلاگفا

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 10:47 توسط شعر بلاگفا |
اسامی راه­یافتگان به مرحلۀ نهایی جشن شعر بلاگفا

اسامی راه­یافتگان به مرحلۀ نهایی جشن شعر بلاگفا 

 

ایرج رشوند

سجاد سهیلی

روح الله تمسکانی

عارفه دهقانی

ابوذر کریمی

علی اصغر پاشایی

علی ایران­نژاد

علی رشوند

امیر رضا رسولی جامع

فروغ داوودی

مجتبی زرین کلاه

مهدیه جوادی

آرزو غفوری

حمید خصلتی

محمد توحیدی چافی

محمد فرخ طلب

محسن برزگر

صدیقه حسینی

سعید صحرایی

فواد ذکایی

رضا طاهری

الهام عبادتی

رضا عرفانی

شهرزاد ارحمی پور

رامین ۱۶۴۸

ر.ت. ارغوان

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 10:46 توسط شعر بلاگفا |
چه خبر از جشن شعر بلاگفا...

از «جشن شعر بلاگفا» چه خبر؟

 

با سپاس فراوان از همۀ عزیزانی كه شعرهای خود را برای شركت در «جشن شعر بلاگفا» ارسال كرده اند، به اطلاع می رسانم: «جشن شعر بلاگفا» وارد مرحلۀ دوم شده است: مرحلۀ انتخاب اولیۀ شعرها. این مرحله، مقدمۀ ورود به بخش دوم برنامه است كه در آن، شعرها توسط چند نفر از شاعران مطرح كشور، انتخاب نهایی می شوند.

امیدوارم مرحلۀ دوم را تا دو هفتۀ آینده به اتمام برسانیم .

با توجه به این كه مهلت ارسال آثار ، به پایان رسیده است،  از سایر دوستان می خواهم از فرستادن شعرهای تازه به این برنامه خودداری فرمایند.

با سپاس و احترام

 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:44 توسط شعر بلاگفا |
معرفی خردسال ترین عضو جشن شعر بلاگفا

 

خردسال ترین عضو جشن شعر بلاگفا، خانم فروغ داوودی ، هشت ساله هستند.

 آنچه برای این جشن فرستاده اند، نشان می دهد كه ایشان بال های سفید شعرهایشان را بر فراز سرزمین های سادگی و پاكی باز می كنند و با لبخندی به لطف یك دختر هشت ساله به جهان نگاه می كنند.

شاید سخن من، احساس‌های زیبای شعرهایشان را كمرنگ كند.

 پس بیایید میهمان شعرهای ایشان باشیم:

 

شعر 1

 

گیسوان بلندم را

 

به کودکی هدیه دادم

 

که شانه ای  جز انگشتانش نداشت!

 

 

شعر 2

 

دو بال زیبا دارم

 

با آنها پرواز می کنم

 

تا به آسمان برسم

 

و از سرنوشت درختی بپرسم

 

که فقط یک سیب دارد

 

 

شعر 3

 

وقتی شعر می گویم

 

چشمانم پر  اشک می شود

 

مادرم بغض می کند

 

وقتی گلی را به دست می گیرم

 

راه می روم و شعر می گویم

 

اشک هایم سرازیر می شود

 

می خواهم آن قدر اشک بریزم

 

تا اشک هایم دریا شوند

 

 مردم تشنه از آن سیراب شوند

 

 و گلها و درخت ها همیشه سبز بمانند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 10:40 توسط شعر بلاگفا |
تشکر

اول، یک سپاسگزاری صمیمانه از همۀ دوستانی که از همان نخستین روزهای اعلام جشن شعر وبلاگها، شعرهایشان را برایمان فرستادند. تقریبا" هر روز، ارسال آثار دوستان انجام می شود.

دوم این که تبلیغات و معرفی این جشن، فقط از طریق اعضا صورت می گیرد و ما هیچ راه تبلیغی دیگری در حال حاضر نداریم. پس اگر می خواهید که بر شکوه این جشن افزوده شود و اطلاع رسانی کامل تر باشد، به وبلاگ های دوستانتان سری بزنید و اطلاعیه این جشن را برایشان بگذارید.

سوم این که عزیزانی که مایلند در برخی کارهای اجرایی این برنامۀ ابتکاری و پر شور، با من همکاری کنند و وقتی بگذارند، لطفا" اطلاع دهند. ... تا بعد... .

+ نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 10:39 توسط شعر بلاگفا |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا